معرفی کتاب
تمساح حکایت مردی موقر و اصیل که تمساحی او را بلعید و دو هفته در سلامت کامل در شکم آن موجود زنده ماند و بیوقفه سخنرانی کرد! بهواقع داستانی که فیودور میخائیلوویچ نوشت، از این قرار بود که اگر در آن روز سیزدهم ژانویهی 1865، النا هوس تماشای تمساح به سرش نمیزد، شاید این دوست عزیز، فرهیخته، باکمالات و آبرومند و عضوی از نظام اداری تزار، هیچگاه در شکم آن موجود گیر نمیافتاد! اما…
قسمتی از متن کتاب:
راستش در آن تشبیه حق با تیموفئی سمیونیچ بوده که گفته من مثل یک کُندهی درخت اینجا افتادهام. اما من ثابت خواهم کرد که آدم حتی اگر مثل کندهی درخت اینجا افتاده باشد، باز میتواند سرنوشت بشر را دگرگون کند.
تمام ایده های بزرگ و نهضت های روزنامهها و مجله های ما علناً نتیجهی کار آدم هایی بوده که مثل یک کندهی درخت افتاده بودند یک گوشه. به خاطر همین هم میگفتند این آدم ها از واقعیات زندگی جدا شدهاند… اما چه اهمیتی دارد، بگذار بگویند…!











دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.