معرفی کتاب
بسیاری جنایت و مکافات را شاهکار فیودور داستایفسکی می دانند.« جنایت و مکافات » بازی خیر و شر است در نهاد آدمی، ندای وجدان است و گریبانگیر شدن جنایت جوانی که او را دچار ویرانی و پریشانی می کند. راسکولینکف دانشجوی پریشان احوال عاشق و فقیر است که ناخواسته اما با قصدی از پیش اندیشیده شده، دست به قتل زنی ربا خوار می زند. حضور خواهر زن منجر به دومین قتل توسط وی می شود و پس از آن ردپای جنایت، روح و روان او را درهم می ریزد تا بالاخره در اداره پلیس به کار خود اعتراف کند. نویسنده بدون داوری ، خواننده را در برابر پرسشی شگفت قرار می دهد؛ آیا جنایت امری روا یا نادرست است؟ و این مبنای همه تفاسیر و داوری ها و تحلیل ها بر این اثر شگفت نویسنده است…
قسمتی از متن:
غمگین و افسرده مانند دو غریقی که توفان آنها را در ساحل پرت و دورافتادهای انداخته باشد، کنار هم نشسته بودند. ( راسکولنیکف ) سونیا را نگاه میکرد و احساس میکرد دختر جوان چقدر دوستش دارد. اما عجیب بود که این محبتِ ژرفی که دختر جوان از خود نشان میداد، احساس دردناک و دشواری را در او ایجاد میکرد. بله، احساسی بود عجیب و ترسناک. آن روز که به خانهٔ دختر جوان رفته بود، به خودش گفته بود او تنها امید و تنها پناهش است، فکر کرده بود شاید بتواند دست کم مقداری از باری را که بر شانهاش سنگینی میکرد، روی دوش او بگذارد، و حالا که قلبش را به او سپرده بود، خود را بینهایت تیره روز تر از گذشته احساس میکرد…









دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.