(ح) آیا آدمى مى تواند درباره همنوعانش حکم کند؟ ایمان تا به آخر
مخصوصا به یاد داشته باشید که نمى توانید درباره کسى حکم کنید. چون هیچ کس نمى تواند درباره یک مجرم حکم کند، تا اینکه تشخیص دهد خودش هم به اندازه همان شخصى که روبه رویش ایستاده، مجرم است و شاید بیش از همه انسانها به خاطر آن جرم سزاوار سرزنش است. وقتى این را بفهمد، مى تواند حاکم باشد. هرچند این سخن بى معنى مى نماید، اما راست است. اگر خودم درستکار مى بودم، شاید مجرمى در کار نمى بود که روبه رویم بایستد. اگر مى توانید جرم مجرمى را که در دل بر او حکم مى کنید به گردن بگیرید، فورى این کار را بکنید، خودتان به خاطر او رنج ببرید و بگذارید بى هیچ شماتتى به راهش برود. و حتى اگر قانون شما را حاکم او مى کند، تا سرحد امکان با همین روحیه عمل کنید، چون او مى رود و بسى تلخ تر از شما خودش را محکوم مى کند. اگر، پس از بوسه شما، بدون تأثیرپذیرى برود و مسخره تان کند، مگذارید که این موضوع سد راهتان شود. نشان مى دهد که وقت او هنوز نرسیده، اما به موقع خواهد رسید. و اگر هم نرسد، باکى نیست؛ اگرنه او، درمى یابد و رنج مى برد، درباره خودش حکم مى کند و خود را محکوم مى کند، و حقیقت تمام مى گردد. این را باور داشته باشید، بى هیچ تردید این را باور داشته باشید؛ چون تمامى امید و ایمان مردان خدا در همین نهفته است.
بى وقفه کار کنید. اگر شبانه هنگامى که به رختخواب مى روید، یادتان بیاید که: «کارى را که وظیفه انجامش را داشتم، انجام نداده ام،» برخیزید و فورى انجامش دهید. اگر آدمهاى دور و برتان پرنفرت و سنگدل اند و سخنانتان را نمى شنوند، در برابرشان به خاک بیفتید و تقاضاى بخشایش کنید؛ چون به خاطر اکراهشان از شنیدن سخنانتان، سزاوار سرزنش شمایید. و اگر از فرط دشمنکامیشان نمى توانید با آنان سخن بگویید، در سکوت و فروتنى خدمتشان کنید و هیچ گاه امید از دست مدهید. اگر تمامى انسانها تنهایتان بگذارند و حتى به زور بیرونتان کنند، آنگاه وقتى تنها ماندید بر زمین بیفتید و آن را ببوسید، به آب دیدگان آبش دهید که میوه بار خواهد آورد، حتى اگر کسى در گوشه تنهاییتان شما را ندیده و صدایتان را نشنیده باشد. تا به آخر ایمان داشته باشید، حتى اگر تمامى انسانها گمراه شوند و تنها شما مؤمن بر جاى بمانید. حتى آنگاه هم قربانیتان را عرضه کنید و در گوشه تنهایى خدا را تسبیح گویید. و اگر دو تن از شما با هم جمع شوید ــ آنگاه تمامى دنیا در میانه است، دنیاى عشق «زنده». یکدیگر را با ملاطفت در آغوش گیرید و خدا را تسبیح گویید، چون حتى اگر در شما دو تن هم که شده، حقیقت «او» به کمال رسیده است.
اگر خودتان گناه کنید و تا دم مرگ براى گناهانتان یا گناه ناگهانیتان زارى کنید، براى دیگران شادى کنید، براى آدم عادل شادى کنید، شادى کنید که اگر شما گناه کرده اید، او عادل است و گناه نکرده است. اگر تباهکارى انسانها به خشم یا پریشانى جانسوز بکشاند، و حتى به میل انتقام کشیدن از تبهکاران، بالاتر از همه چیز آن احساس را از خود برانید. در جا بروید و براى خودتان رنج بجویید، انگار که خودتان تقصیرکار بوده اید. آن رنج را بپذیرید و تحملش کنید و دلتان آرامش خواهد یافت، و درخواهید یافت که شما هم تقصیرکارید، چون مى توانستید، حتى به عنوان تنها آدم بى گناه، براى تبهکاران نور باشید، و براى آنان نور نشدید. اگر نور مى بودید، راه را براى دیگران هم روشن مى ساختید، و تبهکار شاید به وسیله نور شما از گناهش نجات مى یافت. و با آنکه نور شما مى تابید، مى بینید که انسانها به وسیله آن نجات نیافتند، استوار بر جاى بمانید و در قدرت نور آسمانى تردید مکنید. ایمان داشته باشید که اگر آنان نجات نیافتند، پس از آن نجات خواهند یافت. و اگر پس از آن هم نجات نیافتند، پسرانشان نجات مى یابند، چون نور شما نمى میرد، حتى وقتى که خودتان مرده باشید. انسان عادل رحلت مى کند، اما نورش بر جاى مى ماند. انسانها همواره پس از مرگ نجات دهنده نجات مى یابند. انسانها پیامبرانشان را انکار مى کنند و آنان را مى کشند،اما شهدایشان را دوست مى دارند و کسانى را که کشته اند محترم مى شمارند. شما براى همگى کار مى کنید، شما براى آینده عمل مى کنید. پاداش مجویید، چون پاداشتان در این دنیا بزرگ است: شادى روحانى که تنها به انسان عادل عطا مى گردد. نه از بزرگان بهراسید نه از اقویا، بلکه دانا باشید و همواره مصفّا. اندازه را بشناسید، زمان درست را بشناسید، آن را مطالعه کنید. وقتى تنها مى افتید، دعا کنید. به خاک افکندن خود و بوسیدن آن را دوست بدارید. زمین را ببوسید و با عشقى بى وقفه و سوزان دوستش بدارید.تمامى انسانها را دوست بدارید، همه چیز را دوست بدارید.آن نشئه و جذبه را بجویید. زمین را با اشکهاى شادیتان آب بدهید و آن اشکها را دوست بدارید. از آن جذبه شرمناک مباشید، گرامیش بشمارید، زیرا هدیه خداست و هدیه اى بزرگ است؛ به آدمهاى بسیارى داده نمى شود، بلکه به برگزیدگان داده مى شود.
ترجمه صالح حسینی

